تبليغاتX
رفاقت تعطیل
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  

1.      همه برای عدالت ارزش قائلند ولی وقتی می اید در به رویش میبندند...

 

 

ایمانتان را با صدقه پاس بدارید مالهایتان را با زکات نگه دارید و موج های بلا را با دعا برانید .....

میبیند 
نویسنده : سونا | ساعت 12:16 روز سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  

بعضی وقت ها ادم ها به گذشتشون احتیاج ندارند اما به بعضی از ادم های ان احتیاج دارند ...

 

 

هر روز افتاب غروب میکند و ستارگان میگویند فردایی در پیش است...                                                      

 

 

ارزومند ان باش که چیزی غیر از ان چه هستی باشی بکوش که کمال ان چه هستی باشی...

 

 

آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست..

 

 

ملت بدون اخلاق  اخلاق بدون عقیده  و عقیده بدون فهم ممکن نیست (سید جمال الدین اسد ابادی)

دروغ مانند برف است هر چه ان را بغلتانید بزرگتر میشود اما در برابر حقیقت آب میشود ....

 

 

بعضی در پی قهرمانند غافل از ان جا که خود می توانند قهرمان باشند..

 

 

آدما میتوانند بدون اب چند روزی را سر کنند اما بدون آبرو نمیتوانند یک لحظه را سر کنند ...

 

 

انسان انبان کوچک و حقیری از راز هاست (اندره ما لرو)                                          

در مکان های ارام خرد گسترش  می اید

 

هرگز اجازه ندهید مشکلتان به بهانه تبدیل شود

1.      همه

 

 

نویسنده : سونا | ساعت 12:14 روز سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  جملات اموزنده

سخن تلخ از دل تلخ بیرون می اید .....

 

 

سنگین ترین بار جهان کیف خالی است...

 

 

زبان دراز نشانه ی دست کوتاه است....

 

 

هیچ وقت به خودت مغرور نشو برگ ها همیشه وقتی میریزند که فکر کنند که طلا شده اند...

 

 

باید گاهی سکوت کرد شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد...

 

برای انسان  های بزرگ بن  بسی وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهند ساخت یا راهی خواهند یافت....

 

 

در مکان های ارام خرد افزایش می اید ...                                
نویسنده : سونا | ساعت 12:12 روز سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  در باره ی شهیار قنبری
شهیار قنبری به سال ۱۳۲۹ در خانواده‌ای اهل هنر به دنیا آمد. کار ادبی را از نوجوانی آغاز کرد و در آن زمان برای نشریه اطلاعات کودکان داستان کوتاه می‌نوشت، گاه نیز اشعاری می‌سرود. سپس برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات به کمبریج رفت.

شهیار پس از بازگشت به ایران سرودن ترانه را آغاز کرد و نخستین ترانه او را گوگوش با عنوان ستاره آی ستاره اجرا کرد. یکی از ترانه‌های بعدی این دو دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه نخستین ترانه شهیار بود که از رادیو پخش شد.

شهیار قنبری به دلیل نوآوری در واژه و مضمون سرآغاز ترانه مدرن فارسی است. این نکته را شاعرانی نظیر اردلان سرفراز تأیید کرده‌اند.

همکاری شهیار و واروژان در حقیقت شروع دوران دیگری از زندگی هنری وی است. نخستین ترانه این دو با عنوان بوی گندم با اجرای داریوش خواننده معترض ایرانی باعث شد تا خواننده، آهنگساز و شاعر هر سه به زندان بیافتند.

طی سال‌های بعد شهیار با خوانندگان مشهوری نظیر داریوش، ستار، و ابی همکاری کرد

نویسنده : سونا | ساعت 20:0 روز دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  
نویسنده : سونا | ساعت 19:43 روز دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  چند تا عکس
نویسنده : سونا | ساعت 12:27 روز دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  بهم نگفتن که ......

هميشه اين كلمه رو ميشنيدم ... هميشه يه كسايي بودن

كه بهم بگن چرا تو عشقي نداري ... هميشه بودن كسايي

كه بگن عشق يعني زندگي .. ميگفتن اگه عاشق نشي  

يعني زندگي نكردي ... ولي ميدوني بهم نگفتن اگه

 اسيره يكي بشي دلت ميسوزه ..

بهم نگفتن اگه چشاش نگات كنه انگار تموم جونتو

 به اتيش ميكشن .. بهم نگفتن اگه ...

بهم نگفتن  تمومه روز رو ببينيش ولي بازم دلتنگش

 ميشي .بهم نگفتن ممكنه يه روز بذاره بره ..

بهم  نگفتن .. نگفتن كه تو پشت سرش اشك ميريزي

 ولي اون بي اعتنا ميره ... نگفتن تو  ديوونش ميشي ولي

 اون بي خيالت ميشه ... نگفتن كه روزگاري ميگذره تو بهونشو

ميگيري ...

بهم نگفتن

نگفتن اگه اون بره دلتنگه صداش ميشي .. نگفتن تو كوچه ها

چشات  دنبالش ميگرده .. نگفتن اگه بره .. اگه بره با يه سكه تو

 دستت دنباله يه تلفن  ميگردي تا يه لحظه هم كه شده

صداشو بشنوي .... بهم نگفتن ...!

بهم نگفتن ...!

ولي ميدوني بعد  رفتنت وقتي شكوه ميكردم .. وقتي اشك

ميريختم .. وقتي دلتنگت بودم ...

وقتي تو رو  كم داشتم ... يه كلمه بيشتر بهم

 

 نگفتن : عشق اين چيزارم داره ... عشق يعني دور

  

 از

 

 

 معشوق بودن ..........

نویسنده : سونا | ساعت 11:25 روز شنبه بیست و پنجم خرداد 1387
| لینک ثابت

  سلام

سلام

اما تنها به قسمت نیمه ابری ناخواداگاه بی قراریت اگر هنوز ...

امان از نقطه چین هایی که غوغا می کنند

قرار نبود ان وقت های تو به این زودی ها جایشان را  عوض کنند .راستی خوبی ؟ قرار بود همه تا اخر توی اسمان خودشان با ستاره خودشان بازی کنند .

قرار نبود اگر کسی خیالش از وفاداری دیگری راحت شد گنجشکهای بیپناه حس او را با تیر و کمان عادت نشانه بگیرد .

قرار نبود  عشق هم مثل گیلاس بوسه و عیدی اولش قشنگ باشذ .

قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم .

قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند . قرار بود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند ( به کدام هوا مانده ای تا به حال ؟ )

قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد .

قرار نبود عاشقی 1 قرن در میان پشت تبرک چند خاطره مخمل گذشته تکرار شود .

فرار نبود کسی دیر کند تاخیر کند .

قرار نبود دیوانه ای برای شکستن دیوانگی طلب زنجیر کند .

قرار نبود عشق کسی را از دیگری سیر کند .

قرار نبود ماشین زمان طفل بی گناه دامان دو عاشق معصوم را زیر کند .

قرار نبود کسی جز خودمان روی دلهایمان تاثیر کند .

قرار نبود انتخابمان ما بین اسمان فردا و تردید زمین گیر کند .

قرار نبود هر کس برای ستاره خودش لباس گرم بخرد .

قرار نبود هر کس سرش گرم شد دلش را هم سرگرم کند غافل از ان که دیگری با سردی او و گرمی او با گرمای دیگری از هر چه گرمی است دلسرد شود .

قرار نبود هر چه قرار نیست باشد .

قرار نبود قراری باشد که قرار نیست .

قرار بود با هم بر سر هر چه قرار هست قرار بگذاریم .

قرار تنها بر بی قراری بود برای بر قراری چرا که با باهم نبودن بر سر قرار و به دست اوردن قرار پرواز بی قراری برابر با به هم ریختن همه قرارهاست و قرار بی قراری اگر به هم ریخت دیگر هیچ ساعتی برای تداعی هیچ قراری از جایش تکان نخواهد خورد .        

نویسنده : سونا | ساعت 22:24 روز جمعه بیست و چهارم خرداد 1387
| لینک ثابت