تبليغاتX
رفاقت تعطیل
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  بی تو
 

همه دنیاواسه من خنجرکشیدن

دل من تواین روزاخیلی گرفته

یادته اون روزا که دل توروشکسته بودم

نبودی

حالا این دل شکسته مثل اون روزا گرفته

باورم کن،باورکن که بدون تومیمیرم

لعنت به عشق و عاشقی

بی تو تنهام خوب میدونی که توغصه هام اسیرم

ازیادم هرگزنرفتی اما ازیاد تو رفتم

دلموشکستی امانذاشتم تو غم بمونی

توکویرخشک قلبم هنوزم عزیزترینی

وقتی فهمیدی عزیزی منو تنها جاگذاشتی

توهمونی که میگفتی جزمن هیچ کس رو نداشتی

..........

نویسنده : سونا | ساعت 21:27 روز شنبه بیست و نهم تیر 1387
| لینک ثابت

  نگو شب جدایی ها راهی به فردا نداره(تقدیم به حاجی مریم گلم)
بگو خیالت همه شب یه لحظه تنهام نذاره اگه تو مهربون باشی غم تو دلم جا نداره گفتم خریدارت منم گفتی که سخته باورش گفتم قسم به عشقمون گفتی بمون تا آخرش گفتم که پا به پای تو راهی می شم تو جاده ها گفتی که راهه ما شده از این به بعد از هم جدا گفتم که دیوونه نشو یه خواهشی دارم بمون گفتی که دیوونه تویی آهنگ رفتن رو بخون بگو که دوست داری منو ساده و بی ریا بگو خسته ام از دورنگی هات بیا از جفا بگو نگو که تو این زمونه عاشقی معنا نداره نگو شب جدایی ها راهی به فردا نداره بگو هنوزم دلامون می تونه مهربون باشه مثل ستاره مثل ماه چراغ آسمون باشه بیا که هم صدا بشیم تو آسمون رها بشیم اول راه عاشقی آخره عاشقا بشیم بیا تا با هم بخونیم قصه ی با هم بودنو بیا تا باور بکنیم ما شدنه تو و منو بگو عشق از آدما غصه هارو دور می کنه غم ها رو آتیش می زنه دل هارو پر نور می کنه بگو که با من می مونی همیشه یار من تویی تو آسمون بی کسی دار و ندار من تویی منتظرم یه روز بیایی بهارو همرات بیاری من یه کویر تشنه ام منتظرم تا بباری(خواننده محمد زارع)

نویسنده : سونا | ساعت 17:33 روز پنجشنبه بیستم تیر 1387
| لینک ثابت

  تقدیم به همه ی وجودم(وطنم)

                          

اين روزا حس مي كنم ديگه نيستم، با اينكه بار هستي بيشتر از هميشه رو قلبم سنگيني مي كنه.

انگار يه بدنه متحركم كه فقط داره رو وهم قدم برمي داره،  قلمم تلخه،‌ خيلي تلخ. ديگه انگار هيچ چي فرق نداره. آبي يا قهوه اي. انگار چشماي خسته م دروغِ همه چشما رو تو خودش مي كشه و بازم سكوت مي كنه.  چرا تموم نمي شه؟ دوست دارم برم، نمي دونم كجا، فقط برم.  از همه چي فرار كنم.

 

دلم مي خواد يكي بود كه باهاش حرف بزنم. يكي كه بفهمه، راه نميخوام،‌ كمك نمي خوام فقط بشنوه اما چند تا از آدما درست شنيدن رو بلدن؟ همه به گوش خودشون مي شنون، غرق در خود...

 

دلم واسه يه روزي تنگه گه نمي دونم كدوم روزه. كجا بود. كجاي اين راه. خدايا كجا داري مي بريم؟ من كه همه طول راه ازت خواستم. خواستم اونقدر از خودت پُرم كني كه كر و كور به دنيا بشم. پس چي شد؟ نكنه...

 

جستجو واسه يه گوش كه بشنوه، يه دست كه آروم كنه. پس تو كجايي؟ مي دونم همه راه بودي،    مي دونم هيچوقت تنهام نذاشتي اما... شايد الان همون لحظه س كه به قول اون نوشته منو كول كردي و واسه همينه كه جاي پات نيست.

 

كاش تو هم حرف مي زدي. نه تو دلم، تو گوشم. موج نمي خوام،‌ نسيم نه، صدا مي خوام.  از وهم و خيال خسته م و بيش از اون از واقعيت. ولي راستي كدوم وهمه و كدوم واقعيت؟ دلم مي خواد       مي شد واسه هميشه خوابيد. به اندازه يه جاده بي انتها خسته ام...

                                                     

نویسنده : سونا | ساعت 10:13 روز سه شنبه یازدهم تیر 1387
| لینک ثابت

  تقدیم به وطنم
قسمت رو ببین ....!!؟
نویسنده : سونا | ساعت 11:47 روز شنبه یکم تیر 1387
| لینک ثابت