|
این ترانه بی صدا برد خالی از هق هق بغض ها
کوله بارو بست ورفتش تا همیشه سوی فردا
برنگشتو با نگاهش ببینه اشک های رفتن

موندگاره خاطراتش التماسه دست های من
این ترانه روی برگه فقط این یادگاری
بی تو سخته واسه ی من اگه باشه یه بهاری

می ری و قصه تمومه لحظه های با تو بودن
می دونم با تو تمومه بی صدا همیشه خوندن
خیلی آروم جای پاهات زیر بارون شسته می شه
مثل خوابه مثل رویاست لحظه های پشت شیشه

بی حضوره دفتر شعر نمی باره نور مهتاب دیگه حالا یه عذابه گریه های خوندن آه

لعنت بر زندگی که نامش زندگیست
|