|
کاروان شادیهای بی سبب در راه پّرنشیب لحظه های فراموشی آرام میگذشت و کاروان سالار دل را به سراب مهربانیهایی که می پنداشتم داشته باشی خوش مینمود . تب عشق٫ راه صحرای سوزان زندگی را برای پیمودن آسان ودر پیچ و خم ابروانت آنقدر گرفتار که راه رفته را احساس نکردم . غرقه بودم ٬ غرقه در تو ٬ غرقه در مویت ٬ غرقه در رویت ٬ هر طرفه این صحرا را که می نگریستم تنها نگاه پّر ناز و کرشمه ی تو بود . نفس کشیدم ٬ گفتنم ٬ شنیدنم ٬ همه و همه برای تو بود و اسمی از تو داشت برای تو می زیستم و به امیدی که پایی برای رفتنم باشی . به ناگاه کاروان سالار در تب ظهر صحرا مرا زقافله دور کرد و بی تو تنهایم گذاشت ٬ تنها ٬ ومن به آخرین نگاهت دلخوش بی راهه ی غم را در پیش گرفتم . در شبان غم گرفته ی تنهایی دل را چه بسیار نوازش کردم و دلداریش دادم و برایش ترانه ی رفتن با تو را خواندم که شاید لحظه ای آرام گیرد و این تن خسته از انتظار تو دمی بـیا ساید ٬ اما افسوس ٬ افسوس ٬ چون دل آرام میگرفت ٬ چشم و گوش تازه بیدار می شدند و بهانه ی دیدن و شنیدن تو را از من می گرفتند و من به اعتماد آخرین نگاهت هر دم وعده یشان می دادم .
|
About![]()
سلام سونا هستم اهل گچساران17سالمه اسم وبلاگم بر اساس اسم کتاب شاعر اقای شهیار قنبری انتخاب شده امیدوارم خوشتون بیاد ( آهنگ مورده علاقم پری ناز کوچولو با صدایه پویا احمدی هستش که می تونید داخله همین وبلاگ گوش کنید ) به دنبال زبانی نو ممکن است به لکنت بیفتیم پس حرف دلت را بزن Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 LinksSpecific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
۩۞۩ هـــــــواداران محسن چاوشـے ۩۞۩
کاربران آنلاین: بازديدها : |